About

با درودی به خانه می آیی و
با بدرودی
خانه را ترک می گویی
ای سازنده!
لحظه ی ِ عمر ِ من
به جز فاصله یِ میان این درود و بدرود نیست:
این آن لحظه ی ِ واقعی ست
که لحظه ی ِ دیگر را انتظار می کشد.
نوسانی در لنگر ساعت است
که لنگر را با نوسانی دیگر به کار می کشد.
گامی است پیش از گامی دیگر
که جاده را بیدار می کند.
تداومی است که زمان مرا می سازد
لحظه ای است که عمر ِ مرا سرشار می کند.
احمد شاملو
...........
آنکه می گوید دوستت می دارم
دل اندهگین شبی ست
که مهتابش را می جوید
ای کاش عشق را
زبان سخن بود
احمد شاملو
.....
تمام شعرگونه هایی که نام سراینده رو ذکر نکردم نوشته خودمه.
با بدرودی
خانه را ترک می گویی
ای سازنده!
لحظه ی ِ عمر ِ من
به جز فاصله یِ میان این درود و بدرود نیست:
این آن لحظه ی ِ واقعی ست
که لحظه ی ِ دیگر را انتظار می کشد.
نوسانی در لنگر ساعت است
که لنگر را با نوسانی دیگر به کار می کشد.
گامی است پیش از گامی دیگر
که جاده را بیدار می کند.
تداومی است که زمان مرا می سازد
لحظه ای است که عمر ِ مرا سرشار می کند.
احمد شاملو
...........
آنکه می گوید دوستت می دارم
دل اندهگین شبی ست
که مهتابش را می جوید
ای کاش عشق را
زبان سخن بود
احمد شاملو
.....
تمام شعرگونه هایی که نام سراینده رو ذکر نکردم نوشته خودمه.
Menu
Archive

